تبليغاتX
ما نوشتیم و گریستیم




















ما نوشتیم و گریستیم

 

«اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس گلها كنيم»

 

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:29 توسط ریحون| |

 

امروز هوا باراني است

شايد دل گرفته‌ام، همچو ابر باراني گشايشي از گريه شبانه بگيرد

باران که بیاید

به رسم شما خیس می‌شوم

به رسم شما می‌خندم

و هرچه آسمان داشته باشید

برایتان نگاه می‌کنم

اما به من بگوئید

ابر باران‌زا کجاست؟

هوای دلم بارانی است

شايد اشك‌هايم در ميان قطرات باران گم شود

و باران اشك‌هايم را بشويد

شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته‌ام ...

اما، نه تو حتماً مي‌فهمي

فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد ...!

و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد!

 

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:54 توسط ریحون| |

تولد فريدريك نيچه فيلسوف معروف آلماني و صاحب نظريه مرد برتر(1844م)

فردريك ويلهِلم نيچه، فيلسوف و نظريه‏پرداز آلماني در 16 اكتبر 1844م در لايپزيك آلمان به دنيا آمد، وي از 4 سالگي خواندن و نوشتن را فرا گرفت و پس از طي دروس متوسطه، در دانشگاه بن‌ولايپزيگ تحصيل كرد. نيچه مردي فوق‏العاده حساس بود و تا حدي فراوان، خودستايى مي‏كرد در جایی مي‏گوید: زماني كه در مورد افلاطون، پاسكال و گوته صحبت مي‏كنم، حس مي‏كنم خونشان در رگ‏هاي من جريان دارد.

خودش آدمي ضعيف و ناتوان بود، به همین دلیل قدرت وحشيانه را به صورت ديني درآورد. تمام عمر از سردرد و چشم درد رنج مي‏برد، از اين‏رو دنيا را در روشني تحريف‌كننده جسم و روحي ناتوان مي‏ديد. شاعر بزرگي بود كه كارش به ديوانگي كشيده بود و با خدا سر جنگ داشت كه چرا انسان را ضعيف و ناتوان آفريده است.

 نيچه همه اديان جهان را نفي و رد كرد و اصول اخلاقي دنياي قديم را با آوردن انديشه ابرمرد، محكوم ساخت، ابرمرد در تفكرات نيچه، غايت وجود عنوان شده و ترتيب زندگاني و اصول اخلاقي را در مسيري عنوان مي‏كرد كه مرد برتر، ظهور كند.

 وي بر اين عقيده بود كه تقدس و شفقت با روحِ مهاجم مرد برتر ناسازگار است و مي‏گفت براي ايجاد يك مرد برتر بايد ميليون‏ها نفر از مردم پوشالي و ناتوان را نابود كرد. اين مردِ برتر، همان بود كه نيچه خود مي‏خواست آن‏چنان باشد، زيرا خود نيچه يكي از آن آدم‏هاي پوشالي و ناتوان بود. ابرمرد در فلسفه نيچه، زاده اراده انسان و بالاتر از همه ارزش‏ها و خوب و بدهاست و هيچ‏گونه محدوديت اخلاقي ندارد.

 تنها اصول اخلاقي او، ميل به قدرت است؛ نيچه با تبيين نگاه انسان به ميمون به عنوان چهره‏اي مسخره و نگران‌كننده، معتقد بود انسان نيز از ديدگاه اَبَر انسان، اين چنين است. يكي ديگر از مفاهيمي كه در فلسفه نيچه، مورد توجه قرار گرفته ميل به قدرت مي‏باشد؛ انگيزه محوري بشر از ديدگاه نيچه ميل به قدرت بوده و معتقد است كه انگیزه‏هاي بنياديني كه تمامي رفتارهاي ما را باعث مي‏شود، همگي از اين منبع تغذيه مي‏شوند.

 نيچه در كلامي عميق ولي وحشتناك مي‏گويد: اگرچه طي قرون متمادي ميل به قدرت، صورت‏هاي مختلف يافته اما سرچشمه آن هنوز آتش‏فشان است. به نظر نيچه آنچه را روزي براي خدا انجام مي‏داديم امروز براي ماديات و پول انجام مي‏دهيم و اين همان چيزي است كه بالاترين حس قدرت را در ما به وجود مي‏آورد.

 او با خدا و مذهب دشمن بود و نسبت به مسيح(ع) ابراز تنفر مي‏كرد، او مفاهيم ابدي و آن سوي جهان را ساخته و پرداخته مغز بشر و مفاهيمي پوچ و واهي مي‏دانست و علاوه بر پشت پا زدن به ارزش‏هاي اخلاقي معمول، دو نوع اخلاق زيردستان و زِبَرْدستان را به تصوير مي‏كشيد.

 نيچه، هوش و عقل و شعور را اصل و بنياد نمي‏دانست؛ آن‏چه در نظر او اصيل بود، اراده و غريزه است و هوش و عقل، خادم اراده هستند و هوش و شعور و عقل براي خدمت به حيات و زندگي انسان است. او معتقد بود كه اخلاق معنا ندارد و هر فردی نوعي اخلاقيات را براي نجات و پيروزي خود در اين دنيا در پيش مي‏گيرد.

 در هر حال، همه خود را مي‏پرستند و اين يك قانون طبيعي است. بنابراين بشر بايد پرستش خويش را به اوج خود رساند. نيچه داراي آثار مهم و متعددي مي‏باشد كه افكار و حكم، مسافر و سايه‏اش، مردم اين بود و اراده معطوف به قدرت، از آن جمله است.

 وي هم‏چنين در كتاب چنين گفت زرتشت، اغراض و عقايد خود را به صورت افسانه‏اي آورده كه قهرمانش زرتشت مي‏باشد. نيچه مي‏گفت، زرتشت نخستين كسي بود كه اخلاق را آفريد و هم خود اوست كه بايد از اين كار استغفار كند. نيچه در افكار فلاسفه و صاحب‌نظران قرن بيستم تاثير و نفوذ فراواني نهاد و ميكروب مرگبار فلسفه وي، به بسياري از به اصطلاح ابرمردهاي كذايي قرن بيستم سرايت كرد به طوري كه بسياري از ديكتاتورهاي اين قرن، از پيروان افكار نيچه‏اند.

 ده سال آخرِ عمر نيچه به جنون و عدم تعادل روحي سپري شد تا اينكه در 24 اوت سال 1900 ميلادي در 56 سالگي درگذشت.

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 8:14 توسط ریحون| |

 

گفتم: خسته ام    
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
     .::از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53)::.

گفتم: هيشكي نمي دونه تو دلم چي مي گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غير از تو كسي رو ندارم
گفتي:  نحن اقرب اليه من حبل الوريد
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزديك تريم (ق/16) ::.

گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي!
گفتي: فاذكروني اذكركم
     .::منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152)::.

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفتي: و ما يدريك لعل الساعة تكون قريبا
    .:: تو چه مي دوني! شايد موعدش نزديك باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگي و نزديكت براي منِ كوچيك خيلي دوره! تا اون موقع چيكار كنم؟ 
گفتي: واتبع ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله
      .:: كارايي كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (يونس/109) ::.

گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره كني تمومه!
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم
     .:: شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل...  اصلا چطور دلت مياد؟   
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
      .:: خدا نسبت به همه ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته  
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا
      .:: (مردم به چي دلخوش كردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (يونس/58) ::.

گفتم: اصلا بي خيال! توكلت علي الله   
گفتي: ان الله يحب المتوكلين
      .:: خدا اونايي رو كه توكل مي كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خيلي چاكريم!   
ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع كن! يادت باشه كه:

و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي كنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي كنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي كنن (حج/11) ::.

گفتم: ...
ديگه چيزي براي گفتن نداشتم.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 12:29 توسط ریحون| |

بیا خدا

من و تو

 
منی که نیستم، تویی که هستی

 
منی که بهانه ام، تویی که اصلی

 
بیا غوغایی به پا کنیم

 
هنگامه ای!

نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 12:14 توسط ریحون| |

 

کدام سرباز ولایت!

 ارزش این استعفانامه به اندازه ارزش همان سخنی است که در مورد مردم رژیم اشغالگر قدس گفتی!

از ویژگی سرباز این است که گوش به فرمان فرمانده‌اش مطابق با نظرات او عمل می‌کند و در حوزه‌ای که متعلق به او نیست وارد نمی‌شود!

اما این سرباز(اسفندیار رحیم مشائی) برای سخن‌هایش جایی نداشت و نکته‌هایش هم غلط بود و نظام را به زحمت انداخت!

در تاریخ ۲۷ تیرماه سال جاری رهبری نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور مبنی بر لزوم برکناری مشائی می‌نویسد اما متأسفانه رئیس جمهور لااقل در این امر رهبری را به حساب نمی‌آورد و با عنوانی دیگر اسفندیار رحیم مشائی را به عنوان رئیس دفتر خود در دولت می گنجاند!

حال پس از گذشت 6 روز و پس از علنی شدن، نامه ای که خطاب به رئیس جمهور بوده است رحیم مشائی با به کاربردن لفظ «سربازی ولایت» شخصا استعفا می‌دهد!

 آیا این سکوت ۶ روزه یک نوع تمسخر به ولایت و مردم نیست؟

 خلاصه اینکه رئیس جمهور کم کم برایم در حال سقوطی!

کاش این اتفاق قبل از انتخابات افتاده بود ...

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:19 توسط ریحون| |

یــــــــــــــادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ...

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ... 

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را ... 

یــــــــــــــادم باشد که روز و روزگار خوش است ...

یـــــادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ...

یــــــــادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم ...

برای سیاهی ها نور بپاشم ...

یـــــــــادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم!

و از آسمان درس پاک زیستن ...

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...

یــــــادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم تا مبادا دل تنگش بشکند!


                                                                                             بیایید درحق هم دعا کنیم
                                                                                            بــــــــــــــدرود درپناه حق

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 22:48 توسط ریحون| |

مني كه خيال مي‌كرد دوست داشتن همه چيز را حل مي‌كند، ديگر رمقي برايش نمانده و ذره ذره جان مي‌دهد ...! از دوست داشتن هم كاري بر نمي‌آيد، دوست داشتن حتي براي آدم دوستي و دوست نمي آورد.

اکنون!

انسان تنها مي‌ماند، تنها گريه مي‌كند و تنها درد مي‌كشد

اما ته دلش هنوز به همان دوست داشتن گرم است، غافل از اينكه نمي‌داند تنها دوست مي‌دارد!

و من كودكانه دوست مي‌داشتم ... درون تنهايي‌ام ... در لحظه لحظه شب‌هايي كه گريه كردم!

 در قدم قدم راه‌هايي كه پياده طي كردم و درنگاه غمگين آدم‌ها خیره شدم!

اما ...

گلايه‌اي نيست، ديگر به اين بغض لعنتي كه گلويم را سنگين مي‌كند و هراز چند گاهي چشمانم را خيس می‌کند، اعتنايي ندارم.

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:21 توسط ریحون| |

یکشنبه بعد از ظهر در سومين جلسه نقد کتاب کانون اندیشه جوان با بررسی کتاب «چنين گفت نيچه» تأليف حجت الاسلام يارعلی کرد فيروزجايی در جمع مؤلف و نقادان جوان در کانون انديشه جوان حضور داشتم. 
و اکنون گزارشی از این نشست را برای علاقه‌مندان به نیچه در ذیل مطرح می کنم!

سومين جلسه نقد كتاب «چنين گفت نيچه» با حضور حجت‌الاسلام يارعلی كرد فيروزجانی مولف كتاب و عضو هيئت علمی دانشگاه باقرالعلوم، حميدرضا محبوبی، روح‌الله كريمی و عمار كلانتری دانشجويان مقطع دكتری فلسفه غرب دانشگاه تهران در سالن كنفرانس كانون انديشه جوان برگزار شد.

فيروزجائی به عنوان سخنران اول اين نشست به اهداف و ضرورت تأليف اين كتاب پرداخت و گفت: نقد، مقدمه‌ای برای بهبود كتاب منتشر شده محسوب می‌شود؛ عنوان اصلی كتاب عبارت از «چنين گفت نيچه» و عنوان فرعی آن عبارت از «معرفی و نقد فيلسوفان مغرب زمين» است.

وی ضمن نقد به عنوان اصلی كتاب «چنين گفت نيچه»، اذعان كرد: عنوان اصلی كتاب به نوعی تقليد و رونوشتی از عنوان كتاب «چنين گفت زرتشت» تلقی می‌شود، اما اين عنوان، برای بيان تفكرات نيچه عنوان گویایی نیست.

مولف كتاب ادامه داد: نيچه متفكر و فيلسوفی است كه ارزش‌های خود را پراكنده اما شارحانه، هيجانی و احساسی بيان كرده است و مفسرانی كه به شرح تفكرات نيچه پرداخته‌اند، وی را باعناوینی مانند ملحد، ديوانه الهی و عاشق خداوند متعال معرفی كرده‌اند.

فيروزجائی با تأكيد بر آثار نيچه در اين كتاب، سعی بر پيدا كردن حلقه وصلی بين افكار پراكنده انديشه‌های وی داشت و به دغدغه اصلی نيچه كه همان «معنای زندگی» می‌باشد، پرداخته است. البته مولف در اين كتاب به مباحثی همچون اخلاق، متيافيزيك، دين، معرفت و ... پرداخته است.

وی معرفی آثار و زندگی‌نامه نيچه، ايجاد پس‌زمينه و بستر ظهور نيچه و ارائه مباحثی همچون اخلاق، فلسفه، دين و معرفت را به صورت مختصر از اهداف نگارش اين كتاب دانست.

در ادامه اين نشست «حميدرضا محبوبی» دانشجوی دكتری فلسفه غرب دانشگاه تهران، ضمن نقد بر ساختار نوشتاری كتاب و ناديده گرفتن رويكردهايی كه به نيچه وجود دارد، گفت: در ميان مفسرين نيچه، سه رويكرد عمده كه عبارت از رويكرد مفسران متافيزيكی، رويكرد انديشمندان پست‌مدرن و رويكرد شارحان تحليلی زبان است، وجود دارد و هر سه با رويكردی خاص قصد آشنايی با تفكرات نتيجه را دارند.

اين پژوهشگر درادامه گفت: دسته اول فيلسوفاني مانند هايدگر كه عموما هموطن نيچه بودند و يك تصوير متافيزيكي از نيچه ارائه داده‌اند؛ دسته دوم پست‌مدرن‌ها هستند كه نيچه فرانسوي را مطرح كرده‌ و دسته سوم عمدتاً انگليسي‌ها بودند و رويكردي تحليل زباني به آثار نيچه داشتند.

وی ادامه داد: اشاراتی كه در اين كتاب به «اراده معطوف به قدرت» است، اشاراتی با رنگ و بوی هايدگری است؛ نيچه ذات جهان را خواست قدرت می‌داند، در صورتی كه اگر رويكرد پست‌مدرن‌ها پذيرفته شود جايی برای برداشت هايدگری وجود ندارد.

محبوبی آوردن ادعاهای بی‌شمار در اين كتاب و عدم توضيح مفاهيم و مطالب را از ديگر نقاط ضعف اين كتاب اعلام كرد و مطرح کرد: مولف در جاي جاي كتاب پيش از آنكه نظريه‌اي را توضيح دهد، فقط به ادعاهي بي شمار پرداخته است، براي مثال در نظريه اراده معطوف به قدرت به بررسي معناي قدرت از نظر نيچه نپرداخته است و فلسفه نيچه را نظام‌مند ندانسته كه اين نوعی ادعا محسوب می‌شود لذا براي طرح چنين ادعايي بايد استدلال‌هاي محكمي مطرح كند.

وی عدم انسجام مطالب و پرهيز از تكرار، عدم استفاده از منابع انگليسی و دقيق، نثر غيرجذاب و مبهم و تلقين اعتقادات نويسنده در تأليف كتاب را از ديگر انتقادات وارد شده بر اين كتاب برشمرد.

محبوبي ادامه داد: اشاره سطحي به مفاهيم اصلي انديشه‌هاي نيچه همچون  سقراط،‌ ديونوسوس، آپولون، بدبيني، خوش‌بيني، بازگشت‌ جاودانه، نيهليست و ... مي‌تواند مورد نقد وارد شود زيرا هريك از اين مفاهيم نيچه را مي‌توان به تنهايي در چند جلد كتاب شرح داد در حالي كه نويسنده كتاب به شرح كوتاه درباره اين مفاهيم بسنده كرده است.

اين پژوهشگر در پايان برعدم شناخت نويسنده از افكار نيچه اذعان كرد و گفت: نيچه انساني نيست كه مفاهيمي مثل فطرت، خدا، بهشت و جهنم را نداند و يا نشناسد، بلكه آنها را قبول ندارد و نويسنده به جاي بيان علل قبول نداشتن اين مفاهيم به بيان اعتقادات اصولي خود پرداخته است.

در ادامه فيزوجانی به پاسخگويی به انتقادات وارد شده پرداخت و گفت: هدف از تأليف كتاب معرفی بی‌پرده نيچه و سپس نقد مختصر از افكار نيچه است و اين باعث عدم مراجعه به فهم‌های ديگران از نيچه شده است.

«روح‌الله كريمی» از دیگر سخنرانان این نشست، با طرح دو نقد عمده بر اين كتاب، گفت: اولين انتقاد بر مشخص نبودن جايگاه فلاسفه قبل از نيچه در پيدايش تفكرات نيچه است و عدم توجه به دوره‌های مختلف زندگی و تفكرات نيچه، دومين انتقاد است زيرا نويسنده، انسجامی بين اين دوره‌ها قائل نشده است.

وي ادامه داد: اين كتاب نيچه را به عنوان آدمي عياش كه فقط به دنبال پرورش غرايض خود بوده تداعي مي‌كند كه اين تفكر ظلم بزرگي به انديشه‌هاي نيچه است.

كريمي با اشاره به دوره‌هاي فكري نيچه بيان كرد: برخي فيلسوفان دوره‌هاي زندگي نيچه را به سه دسته اوليه، ميانه و پاياني تقسيم مي‌كنند كه در هر دوره، نيچه افكارش متغير است، اما نويسنده اين كتاب معتقد است نيچه از ابتدا اعتقاد به حقيقت و مفاهيمي ديگر نداشته است و در دوره مياني تغيير مي‌كند، اما خيلي زود به همان اعتقادات اوليه رجوع دمي‌كند در حالي كه اين برداشت درست نمي‌باشد.
وي يادآور شد: به اعتقاد بسياري از فيلسوفان، نيچه در پايان زندگي افكارش متغير مي‌شود و در 6 كتاب آخر خود اصلاً حقيقت را انكار نمي‌كند؛ در حالي كه او در دوره اوليه زندگي خود به هيچ وجه حقيقت را قبول نداشته است

كريمي بر ادعاي نويسنده مبتني بر پروژه تحقيقي 100 صفحه‌اي گلايه كرد و گفت: برخي از شارحان در مقاله‌هاي 19 صفحه‌اي تمامي آراء و افكار نيچه را مطرح مي‌كنند و ادعاي نويسنده بهانه‌اي بيش نيست.

وي در ميان حضار ادامه داد: نيچه در جايي حقيقت را به طور كامل رد مي‌كند و در جايي ديگر حقيقت را مي‌پذيرد و اين عامل باعث شده كه نويسنده اين كتاب او را فيلسوف سطحي قلمداد كند؛ فيلسوفاني مانند هايديگر معتقدند نيچه به خاطر قبول متافيزيك دچار اين تناقض شده و اينكه به خاطر ناآگاهي بگوييم او دچار خودارجاعي شده و انديشه‌هايش را رد كنيم، بي انصافي است.

«عمار كلانتری» به عنوان سومين منتقد با اشاره به اهميت نيچه به عنوان فيلسوف غربی نگاه منفی مولف را به نيچه، مورد نقد قرار داد و گفت: براي بررسي انديشه‌هاي يك فيلسوف بايد با نظزي بي‌طرفانه به نوشتن پرداخت، در حالي كه نويسنده اين كتاب از همان ابتدا نيچه را انساني متشكل از مشكلات جسمي، روحي، رواني و اجتماعي كه ملحد و مذهب‌ستيز است معرفي كرده است.

وي عدم استفاده از متون و نوشتار اصلي اين فيلسوف را مورد انتقاد قرار داد و گفت: براي طرح يك نظريه قوي و درست در مورد فيلسوفي مانند نيچه بايد شرايطي مانند دسترسي به متون اصلي فيلسوف وجود داشته باشد؛ زيرا تراجم ارائه شده هرچند دقيق باشد اما نمي‌تواند ماهيت اصلي فيلسوف را نشان دهد.

كلانتري بر ساختار نوشتاری و  ويرايش كتاب، انتقاداتی وارد كرد و گفت: نويسنده در بخش‌‌هايي از كتاب به مولفه‌هايي مثل تراژدي، استعاره و چشم‌اندازگرايي در انديشه‌هاي نيچه اشاره كرده است، اما هيچ توضيحي درباره آنها نداده است و بسيار سطحي به اين الفاظ پرداخته است.

وي در پايان يادآور شد: اين كتاب نوعي ادعانامه‌ درباره نيچه محسوب مي شود كه نويسنده كوشيده با توجه به قوانين و نگاه اسلامي در آثار نيچه، شاهد اتهاماتي براي او پيدا كند، در حالي كه به اصل انديشه‌هاي نيچه نپرداخته است.
كه پس از آن مولف نسبت به ارائه انتقادات منتقدين در بهبوديابي اثرقدرداني و تشكركرد و به انتقادات وارده ‌‌پاسخ گفت و تصريح كرد: اين كتاب در يك پروژه 100 صفحه‌اي از طرف پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي سفارش شده بود و در اين حال مطالعاتم درباره نيچه به 2500 صفحه رسيده بود كه براي خلاصه كردن آن در 100 صفحه با مشكلاتي روبه‌رو شدم و نتيجه اين فعاليت‌ها كتاب مختصري كه در حال حاضر در دسترس است، مي‌باشد.

                                                                                                              

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 13:10 توسط ریحون| |

فکر کنم حدود دو هفته می‌شود که به خاطر امتحانات آخر ترم از فضای مجازی دور شدم؛ ساعت‌ها و روزها  به سرعت سپری شدند ومن غرق در روزمرگی‌ها به هیچ‌جا نرسیدم! مکافات درس‌های تلنبار شده یک طرف، بیدار شدن صبح زود و خستگی‌های به در نرفته و پلک‌هایی که نیمه شب نشده روی هم می‌افتادند، برایم فرصتی نگذاشته بود.

تمام آنچه هنوز پابرجاست سهم دوست داشتن بوده، هست و خواهد بود ...

هر روز از صبح تا شب مشغولم یعنی یکجا بست نشستن به من نمیاد! یا پی درس و کلاس و جزوه و کتابم یا مشغول تهیه خبر و مصاحبه و ... باید روزی یک مصاحبه سوژه‌ای مربوط با حوزه فعالیتم بگیرم البته با هزار دردسر اونم با آدم‌هایی باادعا و به قول خودشون کارشناس!

البته برخلاف میل ‌باطنی‌ام تمام این‌ها فرصت خوبی‌‌ برای چرب زبان شدن است.

اینم نوشتم برای خالی نبودن عریضه! تا بدانید من هنوز فکر می‌کنم، پس هستم! جمله مشهور دکارت که تاملاتش این ترم خیلی اذیتم کرد.

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 14:0 توسط ریحون| |


Design By : Night Skin